پنج شنبه, 23 فروردين 1397 12:06

عیادت از امیرسیدحسام هاشمی

اینجانب امیرسیدحسام هاشمی را از جنگ کردستان می شناسم. آن زمان ایشان سروان بود و از فرماندهان بسیار مؤمن و با فکر به شمار می رفت و به کردستان آمده بود و در کنار شهید صیاد شیرازی حضور داشت. تقریباً بازوی راست صیاد شیرازی بود. ایشان در آزادسازی سنندج و بعد محورهای مختلف نقش داشت. شجاعت و ایمان بسیار بالایی داشت و در جنگ خدمات بسیاری انجام داد. با سپاه کاملاً هماهنگ بود.

صبح امروز به عیادت امیرسرافراز ارتش اسلام، سرتیپ ستاد سیدحسام هاشمی ، جانشین "هیات معارف جنگ  سپهبد شهید علی صیاد شیرازی" رفتم. ایشان هفته قبل حین پایین آمدن از پله های ستادکل، تعادل خودش را از دست داد، در نتیجه استخوان پای ایشان که به لگن متصل شده شکست. درست همان پایی که در جنگ کردستان مورد اصابت ترکش قرار گرفته بود و زانوی مصنوعی دارد.
از ساعت 9 تا 10 صبح در منزل ایشان بودم. دوتن از فرزندان او نیز حضور داشتند.
اینجانب امیرسیدحسام هاشمی را از جنگ کردستان می شناسم. آن زمان ایشان سروان بود و از فرماندهان بسیار مؤمن و با فکر به شمار می رفت و به کردستان آمده بود و در کنار شهید صیاد شیرازی حضور داشت. تقریباً بازوی راست صیاد شیرازی بود. ایشان در آزادسازی سنندج و بعد محورهای مختلف نقش داشت. شجاعت و ایمان بسیار بالایی داشت و در جنگ خدمات بسیاری انجام داد. با سپاه کاملاً هماهنگ بود، همدیگر را درک می کردیم. آقای حسام هاشمی یکی از شهدای زنده است و حافظه خوبی هم دارد. من و آقای هاشمی خاطرات مشترک زیادی از شهید عالیمقام صیاد شیرازی در ذهن داریم. بنده در جنگ کردستان و پس از آن در دفاع مقدس، بیشترین ارتباط را با ایشان و شهید صیاد شیرازی داشتم.
در دیدار امروز فرصتی پیش آمد تا خاطراتمان از شهید صیاد شیرازی را مرور کنیم.
در ادامه راجع به برنامه بازدید دو هزار نفر از دانشجویان دانشگاههای افسری ارتش جمهوری اسلامی ایران از مناطق عملیاتهای دفاع مقدس صحبت کردیم. امیرسید حسام هاشمی مدتی قبل از این مصدومیت، از بنده برای حضور در این اردوی بزرگ و تشریح عملیات های  فاو و کربلای 4 وکربلای 5 دعوت کرده بود که بنده با توجه به مأموریتی که حضرت آقا راجع به خاطره گویی و انتقال تجارب دفاع مقدس برعهده ام نهاده اند، پذیرفتم.
قرار شد اوایل اردیبهشت ماه این برنامه بزرگ در شلمچه برگزار شود.

پس از این دیدار  با حضور در یادمان شهداء  شهرک به شهدای گمنام  و شهداء ارتش جمهوری اسلامی ایران   با ذکر فاتحه و صلوات ادای احترام کردم.
ساعت 10 از منزل امیرهاشمی خارج شدم و در کلاس درس آیت الله احمد عابدی شرکت کردم.