تعاريف و كليات(قسمت دوم)- سرلشكر پاسدار دكتر سيد يحيى صفوى -عضو هيأت علمى دانشگاه امام حسين(ع)

1-3) بررسيهاى نظامى

    جغرافياى نظامى، دانشى است كه در زيرمجموعه يكى از تعاريف جامع و فراگير علوم جغرافيا قرار مى‏گيرد، تأثير محيط طبيعى و فرهنگى بر خط مشى نظامى / سياسى، طرحها، برنامه‏ها و انواع عمليات رزمى و پشتيبانى در جهان، منطقه و محلى را مورد بررسى قرار مى‏دهد. عوامل و عناصر كليدى كه در جدول (1-2) آمده است. گاهى به طور مستقيم و قطعى وگاهى بخش وسيعى از فعاليتهاى نظامى ازجمله :

  • استراتژيها؛
  • تدابير و فنون رزمى،آرايش جنگى؛
  • مبانى اعتقادى؛
  • فرماندهى و كنترل ؛
  • ساختارهاى سازماندهى؛
  • تركيب بهينه‏اى از زمين؛
  • نيروهاى دريايى،هوايى و زمينى؛
  • هدف‏گيرى آتشبارها؛
  • جمع‏آورى اطلاعات (عمليات اطلاعاتى)، پژوهش و توسعه؛


تهيه و اختصاص تسليحات، تجهيزات و البسه و ملزومات و تأمين، تعميرات، بازسازى، پشتيبانى پزشكى و آموزش را تحت تأثير قرار مى‏دهند1.

1-3-1) عناصر و عوامل طبيعى

    روابط مكانى و فضايى بدون هيچ ترديدى از اهم مبانى و اصول عناصر و عوامل جغرافيايى است، موقعيت، اندازه و شكل نواحى از زمين، همراه با موقعيت آبهايى كه در مسير راه پيشروى نظامى است، مورد بررسى و مطالعه قرار مى‏دهد. وضعيت نسبى و روشهاى ترابرى،زمان انتقال و جابجايى نيروها را بين دو مكان تعيين مى كند. در اينجا، مجموع طول و عرض و ناحيه،مقدار موجود فضاى مانور و امنيت يا آسيب‏پذيرى نسبى نقاط كليدى را در هر ناحيه‏اى كه از نظر نظامى اهميت دارد، تعيين مى‏كند.
 شكل و مشخصات زمين،اساس صحنه‏اى را تشكيل مى‏دهد كه نيروهاى نظامى بايد بر روى آن نقش آفرينى نمايند و دست به عملياتعوامل فرهنگى (انسانى)

 

عوامل طبيعى

ريشه قومى ونژادى روابط مكانى وفضايى
الگوهاى جمعيتى توپوگرافى وزهكشى
ساختار اجتماعى زمين شناسى وخاك
زبان و مذهب پوشش گياهى
صنايع وكاربرى اراضى اقيانوس، دريا و سواحل
شبكه حمل ونقل (ترابرى) آب و هوا(اقليم)
شبكه مخابرات روشنايى روز و تاريكى (نورگيرى)
تأسيسات‏ نظامى نيروى‏جاذبه(ثقل)ونيروى‏مغناطيسى


جدول (1-2): عوامل جغرافيايى



گوناگون بزنند. ناهمواريها، برجستگيها، الگوى زهكشى، زمين شناسى و خاك موضوعاتى هستندكه در رابطه تنگاتنگ با هم قرار دارند. استراتژيست‏هاى بلند پايه، كارشناسان نيروى هوايى و فضانوردان كوهها، دره‏ها، فلات و جلگه‏هاى پست را مى‏بينند. سربازان در خط مقدم جبهه جنگ به جاى تصوير بزرگ با جزئيات سر و كار دارند و در نتيجه نقطه نظرات بسيار متفاوتى دارند. آنها در صحنه‏هاى نبرد عملاً با تپه‏ها، برآمدگى‏ها، شيارها، كرانه‏هاى رودخانه‏ها، گودالها و انواع ديگر موانع طبيعى روبرو هستند كه چشم‏انداز هر يك از آنها در نگاه و ديد سربازان وسيعتر جلوه‏مى‏نمايد.

    روئيدنيهاى طبيعى گونه‏هاى متنوعى دارند كه از روئيدنيهاى متراكم تا روئيدنيهاى ريز و كم رشد رده‏بندى مى‏شوند. نواحى تندراى بدون درخت، درختان كاج نواحى تايگا كه نواحى وسيعى از صحراى سيبرى را مى‏پوشاند، جنگل‏هاى نواحى گرمسيرى، علفزارهاى بلند، بوته‏زار و نواحى پوشيده از كاكتوس محيط نظامى كاملاً متفاوتى پديد مى‏آورد. نواحى نمكهاى بونويل2 با پوسته هموار و صاف و باتلاق اكوفنوكى3 هر دو اساسا  افقى هستند ولى نواحى نمكى بونويل لخت ولم يزرع است در صورتى كه باتلاق اكوفنوكى مملو از گياهان متنوع مى‏باشد. بيابانهاى نواحى خشك آفريقا به استثناى چند واحه‏اى كه از هم دور افتاده‏اند، شباهت اندكى با جنگلهاى انبوه و متراكم نواحى برمه دارد كه در آن بلندى و فاصله درختان، قطر تنه درختان، تراكم و انبوهى ريشه‏ها، شاخ و برگهاى درختان و گياهانى كه در پاى درختان بر روى زمين در حال تجزيه شدن مى‏باشند، از بررسيهاى ضرورى نظامى بايد قلمداد نمودم.4

    از آنجاكه 43 سطح كره زمين را آب فرا گرفته و اقيانوس آرام به تنهايى وسعتى بيش از همه قاره‏ها و جزاير دارد، لذا به اعتقاد دريانوردان اهميت اقيانوسها آنچنان است كه هيچ‏گاه نمى‏توان در باره آنها مبالغه نمود.

    درياها و درياچه‏هاى بزرگ نظير درياى كارائيب، درياى مازندران و مديترانه توده‏هاى مهم و اصلى زمين را از هم جدا و تفكيك مى‏كنند. امواج، جريانهاى جزر و مدى، جريانهاى دريايى، اختلاف دماى آبهاى درياها و اقيانوسها و ميزان شورى آب در هرنقطه‏اى از جهان آزادى عمل كشتى‏ها و زيردريايى‏ها را با محدوديت روبرو مى‏سازد. تنگه‏ها، ترعه‏ها، تپه‏هاى مرجانى و ديگر عوارض توپوگرافى نيز در امتداد سواحل آزادى عمل نظامى را دچار مشكلاتى مى‏كنند.5

    اتمسفر يا جُو زمين نيروهاى مسلح را در هر نقطه‏اى از اين كره زمين، خواه در بالا يا در خشكى و يا دريا باشند، احاطه مى‏كند. دماى هوا، باران، تگرك، برف و بوران، باد و رطوبت همراه با روشنايى روز و تاريكى شب نياز به توجه زيادى دارند. زيرا همين پديده‏هاى طبيعى به شدت بر زمان، هدايت و پشتيبانى عمليات در زمان جنگ و صلح اثر مى‏گذارند. بنابراين در صورتى كه به اين پديده‏هاى طبيعى و پيامد آنها در هر گونه عملياتى توجه خاصى نشود، طراحان و فرماندهان دست‏اندر كار عمليات بايد بهاى سنگينى بپردازند و چه بسا كه كل عمليات با شكست مواجه مى‏گردد. تاريخ بارها شاهد ارتشهايى بوده است كه بر اثر فرو رفتن تجهيزات و ادوات جنگى در عمق گل و لاى به كلى از هر گونه حركت و پيشروى باز ايستادند، ناوگان‏هاى عظيم دريايى همانند ناوگان
     نيروى دريايى اسپانيا بر اثر ناديده گرفتن شرايط طبيعى از مسير خارج شده و به سرنوشت شومى گرفتار آمدند و بمب افكن‏هايى بر اثر تندباد يا مه از پرواز باز ايستادند و مثل يك پرنده كوچك بال و پرشكسته‏اى محكوم به زمين شدند.

    چهارمين عنصربرجسته جغرافيايى پس از سه عنصر زمين، دريا و هوا را فضاى درون جّو وفضاى لايتناهى بيرون از جّو تشكيل مى‏دهد. هر چند تاكنون جزء اندكى از اين عنصر براى مقاصد و اهداف نظامى مورد اكتشاف و بهره‏بردارى قرار گرفته است ولى عمليات فرضى در چارچوب زمان نسبتا كوتاهى امكان‏پذير مى‏باشد.

 


1-3-2) عوامل و عناصر فرهنگى

    جمعيت و نفوس در بالاى فهرست ملاحظات و بررسيهاى فرهنگى جاى دارد و براى دلايل سياسى - نظامى لازم است كه از نزديك مورد توجه قرار گيرد. آمارهاى جمعيتى ، ميزان و اندازه جمعيت و نفوس، پراكندگى جمعيت، گروههاى سنى،درصد تعداد مردان و زنان و تراكم جمعيت شهرى و روستايى را آشكار و معين مى‏سازد. ساير مشخصه‏هاى مهم نظامى شامل هوش و استعداد افراد و جمعيت بومى، زبان، لهجه‏ها، ميزان باسوادى، آداب و رسوم، اعتقادات، ارزش‏ها، ميزان علايق به آب و خاك (موطن)، نگرش و طرز برخورد با غريبه‏ها و بيگانگان (برخورد بى‏تفاوت، با احترام، با اكراه، خصمانه) انضباط، روحيه، خلق و خوى (تأثيرپذير يا پرخاشگرانه) و شيوع بيماريهاى همه گيربومى مى‏گردد.

    روابط حاكم ميان گروههاى نژادى، قومى، قبيله‏اى و مذهبى مستلزم توجه خاصى است زيرا بيگانگى در بيشتر مواقع منتهى به درگيريهاى نظامى مى‏گردد. برخى از اماكن مثل زيارتگاهها، قبرستانهاى ملى، اماكن مذهبى حتى تمامى يك شهر از نظر روانشناسى اهميت بسزايى دارند و بايد به هنگام دست زدن به هرگونه عملياتى آنرا مورد توجه دقيقى قرار داد. يكى از فرماندهان سابق ناتو به پرسنل تحت فرماندهى مرتبا اظهار مى‏داشت : "اگر قرار باشد كه همين فردا با پيمان ورشو وارد جنگ شويم، هرگز نمى‏توانيم اجازه دهيم كه "سقوط نورنبرگ " را در تيتر و عنوان روزنامه‏هاى فردا به  چاپ برسانند، زيرا ضربه‏اى كه به روحيه نيروهاى متحد وارد خواهد شد، بسيار ويرانگر خواهد بود."6

    منابع طبيعى، كاربرى زمين و صنايع كه زيربناى تواناييها و استعدادهاى رزمى و نيروى مقاومت و ايستادگى نيروهاى خودى و نبرد دشمنان را مشخص مى‏كند، نقش اساسى در امنيت را بازى مى‏كنند. غذا اساس ايستادگى و شكست‏ناپذيرى را تشكيل مى‏دهد و تهيه مواد اوليه و امكانات تبديل آنها به كالا و وسايل موردنياز از جمله ضروريات ديگر است.

    مشخصه عناصر اصلى گوناگون بوده كه اهم آنها عبارتند از: كشاورزى، دامدارى و دامپرورى، شيلات، معادن و فلزات، نفت، الكتريسيته، انرژى هسته‏اى، سيستم تأمين آب، كارخانجات توليدى، سنگ، آجر، چوب و ساير تجهيزات ساختمانى.

    امروزه، در جهان فقط چند كشور وجود دارد كه از توان و پتانسيل اقتصادى برخوردارند و مى توانند از قدرت‏هاى بزرگ نظامى بشمار روند. هيچكدام از كشورها كاملاً خودكفا نبوده تا بتوانند همه نيازهاى خود را راسا برطرف سازند. لذا منابع خارجى براى مقاومت و ايستادگى و درجه كنترل بر آنها از نظر جغرافيايى اهميت بسزايى دارد.

    شبكه‏هاى حمل و نقل، تواناييهاى دولتمردان و فرماندهان را جهت بكارگيرى و پياده كردن نيروها در گوشه و كنار جهان تسريع يا باز مى‏دارد. جاده‏ها، راه آهن‏ها، آبراهه ها، فرودگاههاى نظامى و بنادر كه در تركيب مناسب و درستى با هم موقعيت يافته باشند، سبب سهولت و مانور در جابجايى نيروها مى‏شود، بنحوى كه مى‏توان بطور سريع از پايگاههاى دور نيرو فرستاد. راههاى زمينى، دريايى و هوايى كه سبب محدوديت و بازدارندگى تواناييها گردد، هزينه دستيابى به اهداف مأموريت از نظر زمان، هزينه زيادى مى‏طلبد و چه بسا زندگى و حيات نيروى تحت فرماندهى را هم به خطر اندازد. كمبودهاى شديد ممكن است حتى عمليات ضرورى را غيرعملى سازد.

    سيستم‏هاى مخابراتى (راديو، تلويزيون، تلفن، تلگراف، ارتباطات ماهواره‏اى، سيستم اينترنت و پيامهاى زير دريايى) عمليات يكپارچه و
     مشترك نيروهاى مسلح راتسهيل مى‏بخشد. نوع، مشخصات،توزيع و پراكندگى تسهيلات و تأسيسات كارخانجات نظامى و غيرنظامى در كشور مورد توجه فرماندهان و طراحان نظامى است كه اميدوارند از اين تأسيسات در مواقع بحرانى استفاده كنند و يا با برنامه‏ريزى مانع دسترسى دشمنان به تسهيلات و تأسيسات شوند. در اين خصوص، ستادهاى مركزى، پايگاههاى فرعى، خطوط انتقال پيام‏ها، پست انتقال، مسيرهاى آلترناتيو، استعدادها و تواناييهاى افزون، منابع انرژى و تعمير و نگهدارى تأسيسات از اهميت زيادى برخوردارند.

    مناطق جغرافيايى در زمين و در فضا، بطور معقول منطقى نواحى همگنى هستند كه داراى عارضه‏هاى بارز توپوگرافى، آب و هوا، روئيدنيها و عوامل مؤثر فرهنگى بوده كه بالنسبه تأثيرات يكنواخت و يكدستى در اتخاذ عمليات و طراحى نظامى اعمال مى‏كنند. ولى بايد خاطر نشان ساخت كه در اين مقوله چندين سيستم طبقه‏بندى در تعارض هم قرار دارند. يكى از سيستم‏ها آرايش سطحى را كه ممكن است در زمين يا زير دريا، تپه‏اى يا افقى، هموار يا دندانه‏دار باشد، مورد توجه خود دارد و به آ ن اهميت مى‏دهد. سيستم‏هاى ديگر به اقليم (آب و هوا) اهميت مى‏دهند كه مناطق مختلف جهان را به منطقه شمالگان، جنوبگان، حاره‏اى يا سرد و مرطوب، سرد و خشك، گرم و مرطوب،گرم و خشك طبقه‏بندى مى‏كنند و هر يك از نظر پوشش گياهى مشخصه‏هاى خود را دارند.

    گاهى اوقات مناطق جغرافيايى مناسب براى دست زدن به عمليات نظامى بطور عمودى انباشته شده است. ارتش هانيبال با ستونى از نيرو درگذر از كوههاى آلپ به ايتاليابا چنين مناطقى روبرو شد كه يكى پس از ديگرى بود. وى ابتدا ارتش خود را از زمين‏هاى زراعتى در ارتفاعات پايين حركت داده و سپس از تپه‏هاى پوشيده از گياهان و درختان كاج بالا برد و دست آخر به صخره‏ها و پرتگاهها رسيد، در همين بحبوحه لشگركشى زمستان هم فرا رسيد. درجه حرارت به تندى و تيزى شيب‏ها بود. در ارتفاعات درجه حرارت ملايم بود ولى وقتى كه به ارتفاع 3050 مترى گذرگاهها رسيد، آب وهوا بشدت سرد بود. بطورى كه همه جا را برف فرا گرفته و سرما، برف و بوران بى‏داد مى‏كرد. سربازان هانيبال كه به آب و هواى  ارتفاعات عادت نداشتند، بدليل رقيق بودن هوا در قلل و ارتفاعات با دشوارى تنفسى روبرو شدند و از رمق افتادند.

    فضانوردان در ارتفاع 95 كيلومترى از سطح زمين بهنگام گردش بدور زمين باپنج منطقه جغرافيايى روبرو هستند كه يكى در روى ديگرى قرار گرفته است : گشتكره7 پوشكره8، ميانكره9، دماكره10، برونكره11 در اين ارتفاع از سطح زمين كشش آيروديناميكى و دماى اصطكاكى ديگر اهميت خود را از دست مى‏دهند.

    نيروهاى مسلح كه بطور مشخص براى بكارگيرى در يك محيط معينى در نظر گرفته شده‏اند، معمولاً كارآيى خود را در جاى ديگر از دست مى‏دهند. مگر اينكه نقل و انتقالات نيروها را كه مستلزم زمان و هزينه است،كامل نمايند. در اين جا، نيروها بايد با توپوگرافى، شرايط اقليمى و سيستم‏هاى اجتماعى جديد آشنايى پيدا كنند و تكنيك خود را اصلاح كنند و سپس با تجهيزات نظامى، لباس و تداركات متناسب با شرايط ويژه وارد عمل شوند.

    آرايش بهينه براى جنگ در جنگلهاى بارانى آمادگى لازم را براى روبرو شدن با گرما، رطوبت و حشرات موذى فراهم مى‏آورد. اسهال و بيماريهاى خاص مناطق استوايى ممكن است بيشتر از سلاح دشمن تلفات ببار آورد. اگر نيرو احتياط لازم را بعمل نياورند و چنانچه از اسلحه و تجهيزات نظامى در مقابل رطوبت و گرد و غبار بخوبى نگهدارى نگردد، در ميدان جنگ عمل نخواهند كرد. سربازان و نيروهاى پياده با لباس‏هاى نظامى سبك كه با محيط اطراف خود تركيب شده و استتار خوبى را فراهم مى‏آورند، از استتار تانك ها و نفربرها مقدم هستند، زيرا شناسايى هوايى بشدت محدود شده و فنون و تاكتيك واحدهاى كوچك در صحنه عمليات تفوق دارد. در مقابل آرايش‏هاى بهينه در هواى سرد نياز به وسايل مخصوص استتار در برف، پوتين‏هاى ضد آب، كيسه خواب، اسكى، تجهيزات موتورى مخصوص ترابرى در روى برف، چادر مجهز به وسايل گرمايى ضد يخ، روغن با ويسكوزيته پايين، غذاهاى گرم با كالرى بالا و بازآموزى نياز مى‏باشد.
   

    نيروهاى دريايى كه كاملاً براى جنگ در روى درياها آماده شده‏اند، بايد تاكتيك‏هاى خود را در فلات قاره تغيير دهند، زيرا بعلت نزديكى با ساحل مى‏توانند بارها مورد تهاجم هوايى و آتشبار توپخانه‏ها گردند. بعلاوه مين‏هاى دريايى، زيردريايى‏هاى كوچك و مردان قورباغه‏اى نيز مى‏توانند هر آن ضرباتى را وارد نمايند و همچنين مكان مانور نيروى دريايى در فلات قاره با ساحل نزديك محدود مى‏گردد. بنابراين، سيستم‏هاى سنجنده ها و ارتباطات كه بطور مؤثرى توانايى كار در آبهاى ساحلى را دارند، بايد با تجهيزاتى تكميل يا جايگزين شوند كه براى انجام عمليات در روى آب يا داخل آب يا در عمق طراحى شده‏اند.

    در صحنه عمليات دريايى، تمايز دوست از دشمن،كار را با مسائل پيچيده‏اى روبرو مى‏سازد كه اين امر پروازهاى نظامى و غيرنظامى و ترافيك دريايى را در بر مى‏گيرد.

    مناطق نظامى و مرزهاى سياسى بندرت بر هم منطبق مى‏شوند، در نتيجه بيشتر كشورها داراى دو يا چند تقسيمات جغرافيايى هستند كه برنامه‏ريزى، آمادگى و عمليات را پيچيده مى‏سازند.عوامل فرهنگى در اغلب اوقات، تباين و ناسازگارى در مناطقى را كه از حيث توپوگرافى و اقليم با هم وابستگى و توافق دارد از نظر نظامى مهم جلوه مى‏كند.

    اگر چنانچه سياستمداران، استراتژيستها، كارشناسان نظامى عوامل و عناصر جغرافيايى را كه در مقابل تغييرات فصلى، چرخه طبيعت يا اتفاقى دگرگون مى‏شوند، ناديده گيرند، دچار سوانح و حوادث ناگوار خواهند شد. جنگهاى هسته‏اى هر چند كه اينك به ادعايى ابزار بازدارنده است، ليكن در صورت استفاده از آنها در لحظه‏اى مى‏توانند تمام شهرى را كه ميدان جنگ به حساب آيد با خاك يكسان نمايند و يا بعد از انتشار راديواكتيو روز رابه شب ظلمانى تبديل كنند و لكه‏هاى خورشيدى به طور دوره‏اى خاموشى را بر دنيا حكمفرما سازد. در تغييرات فصلى در اثر برگ‏ريزان خزان،مخفى گاهها و پناهگاهها و عمليات اختفاكارى بى‏فايده مى‏گردد. سرماى زودرس، رطوبت منطقه، جريانات بادهاى موسمى و بسيارى ديگر و پيش بينى نكردن در محاسبات نظامى باعث ضربات جبران ناپذير در طرح‏ريزى عمليات مى‏گردد. بنابراين كارشناسان نظامى در هنگام طراحى عمليات بايد همواره تغييرات ناگهانى عوامل جغرافيايى را مورد توجه قرار داده و در تجزيه و تحليل منظور نمايند. توپوگرافى زمين در مناطق غرب و شرق و يا جنوب و شمال، آرايش دفاعى متفاوتى را در تهاجم و آفند و يا پدافند مى‏طلبد. طغيان ناگهانى رودخانه‏اى مى‏تواند بهترين طرحهاى نظامى را خنثى و دستخوش نابودى سازد. پيش‏بينى اتفاقات ناگهانى و فصلى سبب ايجاد مشكلاتى در فعاليت مهندسى رزمى مى‏گردد. همه اين گونه مشكلات ناشى از سطحى‏نگرى وضعيت تاكتيكى است كه با بهره‏گيرى مناسب جغرافياى نظامى مى‏توان بر بسيارى از آنها فائق آمد.

 


1-4) تكنيك‏هاى تجزيه و تحليل

    عوامل جغرافياى نظامى بلحاظ كاربردهاى نظامى و سياسى اهميت خود را نشان مى‏دهد كه در ارتباط تنگاتنگ با اثرات و كارايى عوامل جغرافيايى در عمليات مختلف از جمله :

1 - عمليات نظامى نيروهاى خودى و دشمن و مأموريتهاى محوله (حمله، دفاع عقب‏نشينى و غيره) در جنگهاى هسته‏اى، كلاسيك و مدرن

2 - عمليات غيرنظامى مانند،
        

  • كمك‏هاى انسان دوستانه؛
  • امداد و كمك‏رسانى در سوانح طبيعى؛
  • جستجو و نجات؛
  • مبارزه با باندهاى قاچاق و موادمخدر؛

 

عمليات ويژه انتظامى مى باشد.


        در همين راستا، لازم است تأكيد شود كه تحليل‏ها نيز در برخورد با نيروها (رزمى / پشتيبانى، زمينى، دريايى، هوايى، خاكى و آبى و فضا) با يكديگرمتفاوت است. در تحليل عوامل جغرافيايى و كاربرد آنها در مسائل نظامى پرسشهاى مختلفى بايستى پاسخ داده شود. به چند نمونه با اهميت آنها اشاره مى‏گردد.

در منطقه‏اى (سرزمينى) كه از نظر موقعيت و شرايط جغرافيايى برترى با مدافع است، چه استراتژى و تاكتيكى براى عمليات آفند ياحمله مناسبتراست ؟

پس از انفجاريك بمب هسته‏ اى با مشخصاتى معلوم، تشعشعات آن به چه سرعتى جريان‏پيدا خواهد نمود و چه وسعتى را در بر مى‏گيرد.

آيا آرايش و موقعيت زمين و پوشش گياهى آن در كشورهاى همجوار محل اختفاى مناسبى براى عقب‏نشينى جهت تجديد نيرو يا بازسازى نيرو به منظور حمله و يورش مجدد است ؟

چنانچه بمب افكن‏هايى سدى را نابود كنند،چه ناحيه‏اى و براى چه مدتى زير آب خواهد رفت ؟

در صورت بروز مه، بايد از چه تجهيزاتى براى ديد استفاده نمود؟

چنانچه از منطقه رزم تا پايگاه پشت جبهه تنها يك بزرگراه وجود داشته باشد، سنگينى ترافيك چقدر خواهد بود؟

در عمليات جنگ روانى از چه رنگ و متن و علائمى در اعلاميه‏ها بايد خوددارى نمود؟زيرا در نظر بسيارى از دريافت كنندگان يا مخاطبان اعلاميه ، ممكن است رنگها و علائم ونوشته‏ها معنا و مفهومى خاص داشته باشد و باعث سردى و گرمى و مشكلاتى را فراهم‏نمايد.

آيا براى مهيانمودن سنگرهاى انفرادى در اراضى نرم و با سفره آبى بالا، چه نوع سنگرى مناسب است ؟

و بسيار پرسشهاى ديگر.

    براى آناليز ناحيه‏اى مى‏توان شيوه‏هاى مختلفى استفاده نمود از جمله شيوه (ز، م، پ، د، ر) كه با استفاده از حروف اول هر يك از عناوين مؤثر و اصلى جغرافيايى مى‏توان ناحيه‏اى را تجزيه و تحليل نمود.

  • زمين اصلى رزم؛
  • موانع ؛
  • پوشش و اختفا؛
  • ديده‏بانى و ميدان آتش؛

راههاى عمليات دسترس ؛

بدون تأكيدى بر ترتيب آنها، اين پنج اصل اوليه آناليز منطقه عملياتى است.

 

چارچوب و قالب آناليز ناحيه‏اى، بسيارى از آثار عوامل جغرافيايى را به لجستيك، امور غيرنظامى و ساير موارد قبل از اينكه هر پنج اصل از سوى دشمن بكار گرفته شود، مورد بحث قرار مى‏دهد و بطور مستمر چنين تجزيه و تحليلى را بايستى براساس رخدادهاى جديد و شرايط محيطى بازنگرى و به روز در آورد تا يافته‏هاى آن، همواره از اعتبار برخوردار باشد.



تجارب طولانى مبارزات، جنگها و اجراى طرحهاى نظامى نشان مى‏دهد در صورتى كه فرماندهان، كارشناسان امور نظامى و مشاورين غيرنظامى از روى انديشه و بكارگيرى اصول و مبانى جغرافياى نظامى و تجزيه و تحليل مناسب را در هر گونه طرح‏ريزى نظامى مورد توجه قرار دهند، برنده ميدان جنگ هستند. بدون بهره‏گيرى علمى از جغرافياى نظامى، موفقيتهاى نظامى را اتفاقى معرفى مى‏نمايد.



1-5) متدولوژى يا شيوه تحقيق جغرافياى نظامى

بررسى و مطالعه دقيق همه جوانب و عوامل جغرافيايى (اعم عوامل مؤثر طبيعى از جمله توپوگرافى (ناهمواريها)، اقليم، ژئومورفولوژى،هيدرولوژى و زمين‏شناسى و عوامل مؤثر انسانى مانند: الگوهاى جمعيتى، تحصيلات، ساختار قومى قبيله‏اى، مذهب و زبان، آداب و رسوم اجتماعى، علائق، ساختارهاى اجتماعى، تأسيسات و شبكه‏هاى ارتباطى (حمل و نقل، مخابرات، انتقال نيرو و...) جغرافياى شهرى و روستايى، شرايط اقتصادى، معيشت و اشتغال) توانايى شايسته اتخاذ تصميمات مناسب و گزينش راه و روشهاى مختلف بهينه را ميسر مى‏سازد.




پي نوشت :
1) Collins.John M:Military Geography for professionals and the public , Brasseys, WASHINGTONLONDON,1998 ,P.4.

2) Bonneville

3) Okefenokee

4) Beaumont, peter: The Middle East, A Geography Study, john Wiley NEW York, 1988,P.4-5.

5) همان منبع

6) Collins, John M:Military Geography for professionals and the public Brasseys, WASHINGTON LONDON, 1998, P.5.

7) troposphere

8) stratosphere

9) mesosphere

10) thermosphere

11) exosphere

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید